بعد رفتنت یه قلب دریایی ترک برداشت

بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت....گریه

بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شدگریه و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد...ناراحت

بعد از رفتنت آسمان چشمانش خیس باران شدناراحتو بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت...گریه

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد...گریه

و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کردناراحت. کسی فهمید که تو نام مرا از یاد خواهی برد. کسی از پشت پنجره آرام و غریب گفت تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من مابین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است گریهو من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک ابر نمی دانم چرا؟گریه

شاید به رسم عادت پروانگیمان باز برای شادی خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...ناراحت

/ 0 نظر / 6 بازدید