گر فرصت داشتم.........

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، به جای آن که انگشت اشاره ام را به سوی او بگیرم، در کنارش می نشستم، انگشتهایم را در رنگ فرو می بردم و با او نقاشی می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم، به او نگاه می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، به جای اصول راه رفتن، اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، ازجدّی بودن دست برمی داشتم و بازی را جدّی می گرفتم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، با او در مزارع می دویدم وبا هم به ستارگان خیره می شدیم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، کمتر سخت میگرفتم وبیشتر تأییدش می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، اوّل احترام به خودش را به او می آموختم بعد احترام به دیگران را...

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، بیشتر از آن که عشق به قدرت را یادش بدهم، قدرت عشق را یادش می دادم.

/ 0 نظر / 10 بازدید