٠•●✿ღفرشته ارزوهای منღ✿●•٠

صدا کن مرا که صدایت زیباترین نوای عالم است صدایم کن مرا که صدایت قلب شکسته ام را تسکین می دهد صدا کن مرا...


به وبلاگ فرشته ارزوهای من خوش امدید
محمد81

[ پنجشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٩ ] [ ۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، به جای آن که انگشت اشاره ام را به سوی او بگیرم، در کنارش می نشستم، انگشتهایم را در رنگ فرو می بردم و با او نقاشی می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم، به او نگاه می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، به جای اصول راه رفتن، اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، ازجدّی بودن دست برمی داشتم و بازی را جدّی می گرفتم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، با او در مزارع می دویدم وبا هم به ستارگان خیره می شدیم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، کمتر سخت میگرفتم وبیشتر تأییدش می کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، اوّل احترام به خودش را به او می آموختم بعد احترام به دیگران را...

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم، بیشتر از آن که عشق به قدرت را یادش بدهم، قدرت عشق را یادش می دادم.

[ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]

صبر کن سهراب!..

گفته بودی قایقی خواهم ساخت...
 
دور خواهم شد از این خاک غریب...
 
قایقت جا دارد؟!!!!...
 

من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...

[ دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳۳ ‎ب.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم...

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم.

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره..

هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...

[ دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]

یادمه بچگی هام
وقتی می رفتم بهشت زهرا
سعی می کردم پام رو قبرا نره !
تا رو یکیشون می رفت، جیگرم آتیش می گرفت
چشامو می بستم، تو دلم براش صلوات می فرستادم
...

چند سال گذشت..... من بزرگتر .... مرده ها بیشتر
قدیمی ها پوسیده تر ..... جدیدی ها با سنگ شکیل تر
نمی دونم امروز روی چندتا قبر پام رفت
برای چندتا یادم رفت صلوات بفرستم


اما راستش ، امروز یه چیزی فهمیدم
ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم
این روزها چقدر راحت روی زنده ها و احساسشون پا می ذاریم


کاش همون بچه می موندیم بزرگ بودن و از دست دادن عزیزان سخت کااااااااااش هنوز بچه بودیم دلامون کوچیکتر غصه هامون کمتر شادی هامون بیشتر برای دلم برای تنها آرزوم دعا کنین

یه روز میام از خودم مینویسم نمیدونم کی این بغض بشکنه ولی میام و از دلتنگی های این روزا مینویسم اشتباه نکنین دلتنگیم بچه نیست دلتنگی من بی وفاییه زمونستتتتت

کم مونده به چهلم پدریزرگم دومین پدر بزرگمم رفت پیش خدا کاش انقدر کوچک بودم تا رفتنشون  برام انقدر سخت نبود خیلی سخته که ادم عزیزی رو از دست بده پدر بزرگ عزیز بنده در روز حماسه سیاسی و اقتصادی در روز 24 خرداد در بیمارستان امام رضای تبریز دار فانی رو وداع گفت و پرکشید از پیش ما روحش شاد هر کی این پستو میخونه برای شادی روحش فاتحه ای بفرسته

[ دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]


ﺑﯽ ﺣـــﺲ شدﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ !


ﺍﺯ ﺑﻐــــﺾ !


ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﯽ، ﺧﻂ ﺍﺷﮑــــﯽ ...


ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ ﺻﻮﺭﺗـــــﻢ ﺭﺍ !!!


ﺑﻪ طﻮﺭ ﮐﺎﻣﻠﺎً تلخی ﺁﺭﻭﻣــــﻢ !...

[ دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٢ ‎ب.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]

 

عاقبت در یک شب از شب های دور

کودک من پا به دنیا می نهد

 

آن زمان بر من خدای مهربان

نام شور انگیز مادر می نهد

بینمش روزی که طفلم همچو گل

در میان بسترش خوابیده است

بوی او چون عطر پیک یاس ها

 

در مشام جان من پیچیده است

 

پیکرش را می فشارم در برم

گویمش چشمان خود را باز کن

همچو عشق پاک من جاوید باش

در کنارم زندگی آغاز کن...


 

[ چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٦:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]

 

خدایا  روزها می گذرد و من در پیچ و خم جاده های زندگی گیج و مبهوت گام برمی دارم من در این خستگی تنها به کمک کورسویی از نور امید تو گام بر می دارم  من می دانم که چاره ای جز رفتن نیست و می روم اما خدایا بدان تنها به امید تو می روم پس تنهایم نگذار میدانم بنده ی غرق گناه توام اما هیهات از آن دل رحیم تو که مرا تنها بگذارد ...

 

                                     خدا در دستی است که به یاری می گیری ...

                                               در قلبی که شاد می کنی ...

                                          در لبخندی که به لب می نشانی ...

                                           خدا با من است، خدا با توست ...

                                              خدایمان را آشکار کنیم ... !

[ یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ ღ♥ღمامــی فرشــتــه کــوچــولــــوღ♥ღ ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه